۲۳ مرداد ۱۳۸۸

چوب دو سر گ ُهی شدن بعضی از اصولگرایان



خامنه ای چند وقت پیش افاضاتی فرمود که: "نخبه ها مواظب گفتن هاشون باشن. مواظب نگفتن هاشون هم باشن". این یعنی اینکه همه تکلیف خودشونو روشن کنن. یا با من هستن یا ضد من هستن. که البته از رهبر خود خوانده ای که به نداشتن هوش و درایت سیاسی معروفه، این رقم اظهار نظرها چندان عجیب نیست. این حرف خ.ر این نتیجه رو میده که مملکت الان کاملا دو قطبی شده. هیچ گونه قطب سوم و چهارمی در کار نیست. هر کسی یا با کودتاچی هاست یا با مردمه غیر از این هیچ گروه و راه سومی نیست!!

قطب اول که 90 درصد مردم هستن. یعنی مخالفین مطلق حکومت خ.ر، ملیجکش ا.ن و بقیه دار و دستشون!!

قطب دوم که 10 درصد بقیه هستن طرفداران و موافقان درجه یک این آقا هستن. اما این گروه چندان یک دست نیستن. اینا خودشون به سه زیر مجموعه تقسیم میشن:

گروه اول: کبوتران ولایت. یا همان ذوب شدگان ولایت. یه سری بچه بسیجی زشت بی سواد و ساده لوح که تو این مسجدا مخشونو که بی مصرف ترین قسمت بدنشون بوده بطور کامل شستشو میدن و طفلکی ها هیچی و هیچ کسی رو به جز مقام عظمای ولایت یا همون "آقا" به رسمیت نمی شناسن. از نظر این گروه خدا هم باید مشروعیتشو از "آقا" بگیره! نکته مثبت در مورد این گروه یه مقدار وجدان خفته در اعماق وجودشونه که آدم می تونه به بیدار شدنش امیدوار باشه. اینا بیشتراز همون جوجه بسیجی های کم سن و سال و بی نام و نشون تشکیل می شن.

گروه دوم: آدمای سودجو، حرامزاده، کثیف، قدرت طلب که به جز قدرت و ثروت و منافع شخصی خودشون هیچ کس و هیچ چیز رو حتی "آقا" رو ت... مشون هم بحساب نمی یارن. برای اینا "آقا" فقط یه وسیله است برای رسیدن به هدفشون. ولی برای ماندن در جایگاهی که دارن مجبورن از صبح تا شب با یه دستمال دور و بر "آقا" بچرخن و در روزنامه ها و تریبون هاشون مجیز "آقا" رو بگن و مداحی شو بکنن. این گروه برای رسیدن به اهدافشون از هیچ جنایتی واهمه ندارن. شریعتمداری، احمد خاتمی، یزدی، جنتی، ده نمکی و ... جزو این گروه هستن. نکته مثبتشون برعکس گروه اول وجدان خفته شون نیست. چون اینا اصلا وجدان رو از وجودشون کندن انداختن جلوی سگ! نکته مثبتشون بی اعتقادی کاملشون به "آقا"ست. فقط کافیه موقعیت "آقا" رو ضعیف ببینن. یک شبه رنگ عوض می کنن و در مذمت بادمجان نوحه سرایی می کنن.

گروه سوم: گروه سوم ولی اصولگرایان حقیقی هستن که تعدیل شده گروه اول و دوم هستن. این گروه به یه اصولی واقعا پایبند هستن. "آقا" رو تا حدودی قبول دارن. خوب البته از جاه و مقام هم بدشون نمی یاد و حاضر نمی شن به خاطر هر مسـاله ای خودشونو با "آقا" درگیر کنن ولی این به این معنی نیست که همیشه با "آقا" موافقن. این گروه بر عکس گروه اول کمی تا اندازه ای عقل و منطق دارن و اکثرا با سواد هستن. برعکس گروه دوم وجدان دارن و بد و خوب رو حالیشون میشه چیه!! رضایی، لاریجانی ها، مطهری ها و .. جزو این گروه هستند.

این گروه سوم با توجه و بسته به اون مقدار عقل و وجدانی که دارن الان دیگه کاملا فهمیدن که "آقا" که شاید یه روزی بهش واقعا اعتقاد داشتن الان دیگه هیچ مشروعیتی نداره. هیچ انسان شریفی و وجدان بیداری و عقل سلیمی نمی تونه اقدامات کثیف و جنایتکارانه "آقا" رو توجیه کنه. ولی همچنان سعی می کنن وسط بایستن و کمتر موضع گیری کنن. اگر هم حرفی میزنن سعی می کنن چیزی بگن که هیچ کس نفهمه چی گفتن تا نه سیخ بسوزه نه کباب. مثل نخودی ها، وسط مسطها وا می ایستن هر تیمی که برنده شد می پرن توش. اینجور آدما رو میشه به چوب دو سر طلا تشبیه کرد.

اما گاهی اوقات موضع گیری و اظهار نظر کردن در مورد مرگ و زندگی آدماست . صحبت از وجدان و شرف و انسانیته!! صحبت از اینه که آدمایی که دوست دارن روی صندلی قدرت بشینن چقدر حاضرند چشماشون و رو ظلم و بی عدالتی ببندن؟! چقدر حاضرند در مقابل دروغ و خدعه و نیرنگ سکوت کنن؟! تا کی حاضرن خودشونو بزنن به کوچه علی چپ و پایمال شدن حقوق اولیه انسانها رو به روی خودشون نیارن؟!

اگر تو این گروه سوم کسانی هستن که عقل و وجدانشون به اون حدی رسیده که رذالت و پلیدی و خیلی ساده بگم "بدی" رو تشخیص دادن و هنوز مصلحت می بینن که دم بر نیارن تا شاید اوضاع درست بشه، مواظب باشن بجای چوب دو سر طلا شدن چوب دو سر گ ُهی نشن!!!!!



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر