۲۴ مرداد ۱۳۸۸

شرم تجاوز شدگان ،خواب آسوده تجاوز کنندگان!



نامه کروبی به هاشمی و انتشار محتوای آن در سطح وسیع نقطه عطفی در تاریخ و فرهنگ ما و تغییر دادن نوع نگاه جامعه به قضیه تجاوز می تونه باشه. مهم بودن نامه نه فقط بخاطر مخاطب قرار دادن هاشمی به عنوان فرد تصمیم گیرنده و نه حتی افشای بعضی جزییات تکان دهنده بود. بلکه بیشتر بخاطر "تابو شکنی" این نامه مهم بود.

کیه که ندونه تو زندانهای جمهوری اسلامی تجاوز تنها یکی از ابزار شکنجه است و از همان ابتدای نظام هم وجود داشته. ولی مطرح کردن موضوع "تجاوز" توسط کروبی که یک "رجل سیاسی" هست و درخواست بررسی این موضوع ، از هاشمی که او هم یک رجل سیاسی هست و انتشار خبر در سطح وسیع یکی از مهمترین اتفاقاتیه که تو کشور ما افتاده.

این موضوع باعث می شه که افکار عمومی به قضیه تجاوزدر زندانها به عنوان یکی از انواع شکنجه به سخیف ترین شکل اون نگاه کنن. عوض کردن نوع نگاه و برداشت مردم به قضیه تجاوز در بازداشتگاهها کار بسیار بسیار مهمی می تونه باشه.

شاید تا امروز خیلی از آدمها که تو زندان مورد تجاوز قرار گرفته بودن این موضوع رو به عنوان یک راز مخوف توی خودشون نگه داشتن و هیچ وقت جرات گفتنشو برای کسی نداشتن. چون تو فرهنگ ما تجاوز کننده و تجاوز شونده گناهکار هستن. این موضوع حتی خارج از زندان هم صدق می کنه. اگر یه دختری تو جامعه مورد تجاوز قرار بگیره به قول معروف زندگیش تباه شده. چرا؟ چون ما به تجاوز شده ها به چشم قربانی نگاه نمی کنیم. به تجاوز شده ها به چشم "آلت گناه" نگاه می کنیم. کسی که گناهی روی او و یا بوسیله او صورت گرفته.

افراد بسیاری هستن که هم زمان شاه و هم بعد از انقلاب به زندان رفته ان و به قول خودشون مورد هر گونه آزار و اذیت و شکنجه قرار گرفتن. این افراد که البته جز آدمهای شجاع کشورمون محسوب می شن همیشه بعد از خارج شدن از زندان با افتخار در مورد شکنجه هایی که در زندان شده اند برای دیگران افشاگریها کرده اند. ولی هیچ کدامشان تا به امروز به طور مستقیم نگفته بودن که مورد تجاوز هم قرار گرفته اند!!! چرا؟؟ چرا ما از شکنجه های دیگر با شجاعت صحبت می کنیم ولی از افشای تجاوز هراس داریم؟؟ مگر نه اینست که تجاوز هم یک نوع شکنجه است؟ آنهم از بدترین نوع آن!!! پس چرا همیشه تجاوز رو سانسور کردیم!!

آیا این فرهنگ غلط که "تجاوز شده" باید خجالت بکشه، تجاوز رو کتمان کنه و حتی لکه ننگی برای خودش بدونه دست شکنجه گرها و تجاوز کننده هارو باز نمی زاره که با خیال راحت به تجاوز که بدترین نوع شکنجه نامیده شده ادامه بدن بدون ترس از افشاگری قربانیان؟؟؟؟؟

اگر کسی هستی که به هر شکلی مورد این شکنجه وحشیانه و کثیف قرار گرفتی فقط کمی با خودت فکر کن. می دونم که گفتنش خیلی آسونتر از انجام دادنشه!! ولی سنت شکنی، اونهم سنتهای غلط که به بدبختی هامون دامن می زنه خودش یک نوع مبارزه است. فقط به این فکر کن که تو هزینه اش رو قبلا به بدترین شکل پرداختی. سکوتت هزینه پرداخت شده رو بر نمی گردونه ولی افشاگریهات و فریادت حتی اگر خسارت روحی و جسمی که به تو وارد شده رو جبران نکنه، جرات و جسارت و آسودگی خیال رو از بوزینه های ولایت که روح و جسم تو رو ویران کردند به این خیال خوش که ترس و شرم و حفظ آبروی تو مانع افشای جنایتشان می شود رو به لرزه در می آره.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر